spacer
عضو: 23
مطلب: 245
سایت: 1
بازدیدکنندگان: 1747
advertisement.png, 0 kB  
spacer
spacer

منوی اصلی

ورود مدیران

مدیریت
 
بهترين جناس
امتیاز: / 3
بدعالی 
06 فروردين 1386 ساعت 15:38

بهترين جناس

 همه محققان فن اجماع دارند كه بهترين نوع جناس، جناس تام است و البته همين جناس نيز هميشه از اين مزيت برخوردار نيست بلكه آنگاه مي تواند بهترين نوع آن شمرده شود كه به طور طبيعي و به سائقه نظم طبيعي كلام پديد آيد و شاعر هيچگونه اجباري در ايراد آن جز انگيزه تناسب ذهني و توالد طبيعي نوزاد كلمه نداشته باشد.جناس از يك سو ايجاد موسيقي در كلام مي كند و از سويي ديگر سبب تداعي معاني مختلف لفظي واحد مي گردد و در نتيجه به گسترش تخيل و ايجاد كشش و جلب توجه شنونده مي انجامد و اين از عوامل ايجاد زيبايي و هنر است. زيرا زيبايي و فصاحت در سخن از دو سرچشمه جاري است. يكي از آنچه مربوط به آهنگ طنين واژه هاست. ديگر آنچه به نيروي لذت زاي تداعي معاني مربوط مي شود و بي خود نيست كه زبان شناسان هر واحد بياني را مولود سه مشخصه صوتي، معنوي و دستوري دانسته اند. از اين رو در ميان محسنات بديعي نيز آن دسته كه مايه افزايش موسيقي كلام مي شود، خواه موسيقي بيروني مانند عروض و قافيه و خواه موسيقي دروني همچون جناس، ترصيع و يا آنچه كه سبب گسترش معاني در ذهن مي گردد مانند تشبيه، استعاره، مجاز و كنايه، از ارجي بزرگ برخوردار است. زيرا نه تنها شاهكارهاي ادبي، تا حدي مولود همين جهات است بلكه اصولاً بلاغت و هنر و زيبايي كلاً  به مقدار زيادي از اين سرچشمه جاري است.نكته اي كه در اينجا در تحليل زيبايي جناس بايد افزود اين است كه شعر جناس نمايشي از يك نوع كثرت در عين وحدت است زيرا الفاظ آن از حيث صورت، وحدت دارند در حالي كه معاني داراي تنوع و كثرت اند و اين موجهاي شباهت لفظي و اختلاف معنايي دوشادوش يكديگر لذتي مخصوص پديد مي آورند، لذتي كه از آن به زيبايي يا درك زيبايي تعبير مي كنيم و هنرها و مسائل بلاغي در واقع نمودي است از پيوند عناصر متجانس يا غير متجانس در يك كلامي كه از نيروي هوشمندي و استعداد خداداد آدميزاد مايه گرفته است.جان آدمي پيوسته مي خواهد كه از يك چيز سربسته و مبهم به يك امر آشكار برسد و كنايت را بليغ تر از تشبيه    مي شناسد. از مجهول به معلوم و از معقول به محسوس مي گرايد و مي كوشد از فرآورده هاي انديشه و تفكر به دستاورد حواس منتقل شود.پس چه زيباست كه در پيدايش جناس، ساختمان ظاهري و لفظي آن به مشابه كمندي بر دل نشيند، بي آنكه تصنع و محدوديتي در كار باشد و نه جناس اسير مطلب و نه مطلب اسير جناس باشد.

نكته قابل ملاحظه ديگري كه بايد در پهنه جناس ذكر كرد اينكه جناس محدوده قافيه را نيز در بر مي گيرد و از اين حيث مرز بيكران در شعر به وجود مي آورد.

 

مانند: چوب خدا صدا ندارد – سنگي زد – باشكوه

 

  

هر كس به ضعيف تر ز خود چوبي زد

 

 بي هيچ صدا زند بدو، چوب، ايزد

                                                         * 

تعقيب مكن آنــــكه ترا سنـــــگي زد

 

روزي بـــرسد بـــدو زند سنگ ايزد

                                                          * 

كوه بــــاشد در ثبـــــاتش بـا شكوه

 

در ثبات و استقـــامت بـــاش، كوه

   

             ميانداري

  

بسي ظريفتر از تار مو ميـان داري

 

ميــان مـــــوي ميـــانان كني ميـــــانداري

  

ميان نداري و در اين ميانه در عجبم

 

چه چيز جاي ميان پس در اين ميان، داري

 

             دلداري

 

دل برد زمن به دلبــــري دلداري

 

 بشكست دل و داد به من دلداري

  

گفتم كه چرا دل مرا بشكستي؟

 گفتا! عجبا مگر تو هم دل، داري؟
 
 

تصاویر انتخابي از استاد

18.jpg

ورود به سایت






رمزتان را فراموش کرده اید?
در سایت ثبت نام نکرده اید? عضویت در سایت

انتخاب اشعار تصادفی

كهن تر
 
شر دوستان
 
تكبر
 
spacer

spacer
© سايت استاد پايگذار
WebMaster Nasir Paygozar